صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

283

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

از آن چه به دست آورده‌ايد ، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا داريد كه خدا آمرزگار مهربان است . ] ( 1 ) آن حكم پيشين الهى ، [ نه از جهت نزول ، بلكه از جهت حكم ازلى ] اين بود : « . . . فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً . . . » « 1 » : [ . . . يا بر اسيران منّت نهيد ( و آزادشان كنيد ) و يا فديه ( و عوض از ايشان بگيريد ) . . . ] در اين آيه ، اجازهء فديه گرفتن از اسيران ، تصريح است و قطعا مسلمانان مورد عذاب واقع نخواهند شد و صرفا نزول آيه عتاب و هشدارى است ؛ زيرا مسلمانان پيش از استيلا و استقرار كامل در زمين ، از اردوى مكه اسير گرفته و سپس [ بدون داشتن دستور قبلى ] فديه را از آنان قبول كرده‌اند كه نه تنها [ بيشترشان ] از بزهكاران و اسيران جنگى بودند ؛ بلكه از تبهكارانى بودند كه قانون جنگ امروزى هم آنان را رها نمىكرد ، مگر آن كه محاكمه گردند و به اغلبشان حكم اعدام و مرگ داده شود . ( 2 ) بنا به نظر و پيشنهاد ابو بكر صديق - رض - براى آزادى اسرا فديه معين شد . و مقدار آن يك هزار ، سه هزار تا چهار هزار درهم بود . اهل مكه سواد داشتند ؛ ولى اهل مدينه سواد نداشتند . و هر كدام از اسيران [ با سواد ] كه فديه نداشت ؛ ده نفر از كودكان و نوجوانان مدينه را به او مىسپردند كه به آنان آموزش مىداد وقتى ماهر مىشدند آن اسير نيز آزاد مىشد . پيامبر - ص - بر عده‌اى از اسرا مانند : مطلّب پسر حنطب ، صيفى پسر ابى رفاعه و ابو عزهء جمحى منت نهاد و بدون فديه رهايشان نمود . ابو عزهء جمحى همان شاعرى بود كه به دليل پيمان‌شكنى در جنگ احد كشته شد . ( 3 ) بر ابو العاص پسر ربيع دامادش - به شرط اين كه از زينب جدا شود - ، منت نهاد . زينب براى فديهء ابو العاص ، چيزهايى از جمله گردن‌بندى كه مادرش ، خديجه هنگام عروسى به او داده بود ، به مدينه فرستاد . وقتى حضرت آن را مشاهده كرد ، دلش بسيار سوخت و بر زينب رحم آورد . به يارانش دستور داد كه ابو العاص را بدون فديه رها كنند . او را آزاد كردند . پيامبر - ص - زيد پسر حارثه و مردى از انصار را به دنبال زينب ارسال داشت و گفت : شما در « بطن يأجج » « 2 » منتظر باشيد ، تا زينب به شما ملحق شود . آنگاه او را تا مدينه همراهى كنيد . آن دو صحابه رفتند و او را به مدينه آوردند . داستان مهاجرت زينب - ع - طولانى و دردناك است .

--> ( 1 ) - محمد / 4 . ( 2 ) - محلى است كه هشت مايل از مكه فاصله دارد .